حسهایم گیج و گنگ است ... او مثل چشمه ای که میجوشد در قلبم قل قل میکند. هر چه خواستم بپوشانمش جریان آب آرامی دوباره قلبم را لبریز کرد. ظاهرش، اعتقاداتش، اشتباهاتش، تعصباتش و ده ها مشاهده دیگر نتوانست جلوی جریان آرام و گرم او را بگیرد.
او هر چه هست دوستش دارم. حتی وقتی آسمان دلم ابری میشود و شعله های خشم و دلخوری و دوری و عصبانیت روی آفتابم را می پوشانند، لحظاتی بیش نمیپاید که پرتوهای وجودش از پشت ابرها بیرون میزنند و سرزمین دلم را گرم میکنند.
۲۲ سپتامبر ۲۰۱۷
+ نوشته شده در شنبه یکم مهر ۱۳۹۶ساعت 6:46  توسط دلارام
|
برچسب:
نویسنده: نیکا کریمیپور
تاريخ: شنبه
1 مهر
1396 ساعت: 9:36