-
تاریخ: 1401/11/8 ساعت: 18:39
زندگی را خواهم پذیرفت شجاعانه بر دوی پای خویش "قائم" خواهم شد با درختها و سنگها سخن خواهم گفت پذیرا بودن را خواهم آموخت شجاعت به درون رفتن را پیدا خواهم کرد همین روزها ... همین روزها که نزدیک است از تمام دنیا روی خواهم گرداند و در چشمان خویشتن حقیقی ام خواهم نگریست و از چشمه عشقی که سالهاست منتظ...
عبرت برای دیگران
-
تاریخ: 1397/11/19 ساعت: 23:18
همسرم پرسید به او گفتم به هم ریخت ... کمرش شکست ... خانه مان خراب شد چطور یک مادر میتواند آشیانه فرزندانش را خراب کند؟ من کردم چطور یک آنسان میتواند اینقدر نامرد باشد؟ من شدم چطور میشود دل نزدیکترین
او
-
تاریخ: 1396/7/1 ساعت: 9:36
حسهایم گیج و گنگ است ... او مثل چشمه ای که میجوشد در قلبم قل قل میکند. هر چه خواستم بپوشانمش جریان آب آرامی دوباره قلبم را لبریز کرد. ظاهرش، اعتقاداتش، اشتباهاتش، تعصباتش و ده ها مشاهده دیگر نتوانست جلوی جریان آرام و گرم او را بگیرد. او هر چه هست دوستش دارم. حتی وقتی آسمان دلم ابری میشود و شعله های ...
السلام ای شاه مهرویان سلام
-
تاریخ: 1396/7/1 ساعت: 9:36
نازنین! گرمای من! ای وجودت درمان من! مرا با تو چه صنمی است آخر؟ ای نفوذ کننده در سنگهای دلم ... چه نافذی تو ... چه بارزی تو ... تمام لحظه هایم از یاد تو لبریز است ... وقتی میخوابم وقتی راه میروم ... رانندگی که میکنم ... با مردم که صحبت میکنم ... با دوستانم دوستی که میکنم ... هستی هستی هستی ... در چش...